تبليغاتX
کودک

رسول خدا (ص)

شیطنت کودک در کودکی سبب افزایش عقل او در بزرگی خواهد شد

                                                                                     علامه مجلسی- بحارالانوار- ج۴-ص۳۷۹

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 20:5  توسط احمد عبدالحسینی  | 

 

 چرا "نه" گفتن به کودک مشکل است؟ "نه" گفتن خلاف غرایز طبیعی ماست اما بهرورزی فرزندمان به توانایی ما در انجام این کار وابسته است.همه ما میل داریم فرزندمان ایمن ودر عین حال شاد و خوشحال باشد و مشکل ما نیز در همین امر نهفته است.راهی برای اجتناب وجود ندارد. نه گفتن خلاف غرایز ما است اما امری ضروری برای تربیت صحیح فرزند ماست. حال سئوال این است که چرا "نه" گفتن برای ما مشکل است؟شاید به این دلیل که....... 

۱) برای مجازات های ایمن برنامه نداریم.ممکن است "نه"گفتن را مشکل بیابیم. چون نمی دانیم در صورت نادیده گرفته شدن هشدارها توسط کودک چه کاری باید انجام دهیم. اگر مجازاتی امن و موثر نیافته باشیم مقابله با رفتار نادرست کودک مان بی معنا خواهد بود.

۲)از گفتن این کلمه می ترسیم.میتر سیم که گفتن مکرر "نه" و در نظر گرفتن محدودیت های بسیار موجب سرکوب خلاقیت فرزند مان گردد؟ یا اینکه میل نداریم محیط خانه را مانند والدین  خود  مانند یک زندان اداره کنیم و می خواهیم فرزندمان در ابراز احساسات و عقاید کشف محیط اطراف و نیز آزمون و خطا های خودش ازاد باشد درست است که کودک ما باید کشف کند تا بیاموزد اما برای حفظ او از خطرهایی که در مسیرش قرار دارند باید پاره ای محدود یت ایجاد کرد.

۳) می خواهیم فقط  با حرف زدن نادرست بودن رفتارش را شرح دهیم.نمی توان فقط با صحبت کردن فرزند خود را به رفتار درست وادار کرد.گرچه کفتگو با کودک در مورد مسایل اهمیت دارد در بسیاری موارد انضباطی نمی توان به مذاکره و کفتگو پرداخت  حرف زذن با کودک به جای تعیین مجازات های متناسب سبب می شود که "نه" گفتن به صورت عملی بی نتیجه در مکالمات در آید و کودک در یابد تا وقتی به خواسته اش تسلیم نشده اید می تواند به کار خود ادامه دهد.

۴)انتظارات ما بلند پروازانه و نا معقول است.اگر محدودیت های ایجاد شده متناسب با سن و خصوصیات ذاتی فرزندمان نباشد زمینه را برای تکرار کلمه "نه" آماده ساخته ایم.محدودیت ها باید به گونه ای با رشد و نمو کودک ما هماهنگ و انعطاف پذیر باشد.این محدودیت ممکن است با آنچه  همسایه یا بستگان برای فرزندشان تعیین کرده اند متفاوت باشد.

۵)مجازات های مناسب یا موثری به دنبال "نه"های خود در نظر نگرفته ایم. به احتمال به یقین دلیل بی اعتنایی فر زندمان به هشدارها این است که به ندرت مجازات های متناسب و منطقی به دنبال داشته است. اگر بگوییم "نه" ولی به دنبال آن از " وگرنه" و یا مجازات های تهدید آمیز استفاده نکنیم در واقع ارزش کلمه "نه" را بی اثر می سازیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 6:50  توسط احمد عبدالحسینی  | 

 

بهترين شيوه براي تنبيه کردن کودکان چيست؟


گروهي از افراد با تنبيه کودکان مخالف‌اند و گروهي بر اين عقيده‌اند که تنبيه، در آموزش کودکان به کار مي‌آيد.

از نظر اين گروه ، تنبيه و خشونت يکسان نيست. به عقيده آنان تنبيه بر خلاف خشونت ارزش آموزشي دارد.
براي کودک يادآور تعهد و مسووليت است و اخلاقيات را به کودک مي‌آموزاند. هم‌اکنون اين موضوع به اثبات رسيده که بايد تعادلي در امور برقرار شود.اعمال قدرت در خانه گاهي براي والدين لازم است و بعضي مواقع شرايطي پيش مي‌آيد که تنبيه نکردن کودکان اشتباه محض است .
به گزارش خبر گزاري فرانسه  طبق آماري که در سال 2002 در فرانسه گرفته شد، 58 درصد والدين در اغلب موارد فرزندان‌شان را تنبيه مي‌کنند اما 28 درصد در شرايط استثنايي و 16 درصد به هيچ‌وجه فرزند‌شان را تنبيه نمي‌کنند.
  سه گروه خانواده وجود دارند که در آنها تنبيه رابطه نزديکي با آموزش فرزندان دارد.
گروهي از خانواده‌ها که به آنها «قراردادي» مي‌گويند، کودک را به شدت تنبيه مي‌کنند ولي به طور معمول قبل از تنبيه از کلماتي همچون «اگر دفعه ديگر اين کار را تکرار کردي اين‌گونه خواهد شد» استفاده کرده‌اند و چون کودک قرارداد را زير پا گذاشته، وي را تنبيه مي‌کنند.
گروهي ديگر از خانواده‌ها ‌«مديرند». در اين‌گونه خانه‌ها هميشه حرف والدين بايد پيش رود و به طور معمول قبل و بعد از تنبيه جمله «بايد حرف گوش کني» تکرار مي‌شود.
 گروه سوم خانواد‌ه‌هاي «توافقي»‌اند و بيشتر صلح مي‌کنند و دنبال تنبيه کودکان‌شان نيستند. به هر حال به نظر مي‌رسد تنبيه بدني امري رايج و قابل قبول است. 79 درصد والدين به طور معمول از تنبيه بدني براي تنبيه کردن فرزندان خود استفاده مي‌کنند. با اين حال روان‌شناسان تنبيه کودک را بي‌ارزش و غيرموثر مي‌دانند. آنها تنها با نوعي از تنبيه موافق‌اند که در آن ضربه‌اي آرام و بدون درد روي بدن کودک زده شود تا در عين حال که احساسات کودک را خدشه‌دار نکند اشتباه کودک را به او نشان دهد.
 از جنبه تئوري، تنبيهي خوب است که در عين حال کودک را فرمانبردار کند و در عين حال او حس نکند قدرتي او را مجبور به انجام کاري مي‌کند. پس تنها در شرايطي که ضروريي است،  فرزندتان را تنبيه کنيد و در صورتي که مي‌خواهيد او را از چيزي محروم کنيد. هرگز مواردي را که تعادل رواني‌اش را بر هم مي‌زنند، حذف نکنيد. اگر فرزند‌تان عاشق فوتبال است و مي‌خواهيد تنبيهش کنيد، ديدن فوتبال را غدغن کنيد نه بازي کردن آن را. از نظر تمامي مشاوران کودک، کلام بهترين راه‌حل براي هوشيار کردن کودک است. شايد کلمات کافي نباشد و تنبيه به نظر ضروري برسد ولي به هر حال هر دو در کنار هم براي کودک آموزنده خواهند بود.
 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 22:10  توسط احمد عبدالحسینی  |